بعد از چند هفته حوصله پیدا کردم مطلب جدیدی رو بنویسم , البته هدفم نوشتن موضوع خاصی نیست بلکه دوست دارم یه جورایی درد دل کرده باشم .
شاید گفتن این درد خیلی تکراری باشه چون در گذشته ازش نوشتم اما متاسفانه هنوز نتونستم بهش غلبه کنم و همچنان آزارم میده .
در حال حاضر مهمترین موضوعی که برام حائز اهمیت امتحانات پایان ترم که در پیش داریم , امیدوارم بتونم این ترم با نمرات خوب واحدها رو پشت سر بگذارم چون خیلی از این بابت تحت فشارم , فشاری که از افکار خودم نشات می گیره و بی دلیل از کاه , کوه می سازم .
از دوستان خوبم که این چند هفته من رو مورد لطف قرار دادن ممنونم , نظراتشون رو تایید نمی کنم تا بعدا بهشون سر بزنم .
نوشته شده توسط سروش در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 15:40 موضوع امتحان | لینک ثابت
بدلیل وجود اختلاف طبقاتی شدید و همچنین عدم ثبات اقتصاد کشور همه روز شاهد صحنه های اسف باری در سطح شهر ها هستیم که برای ما ناراحت کننده هستند . یکی از عواقب نبود اقتصاد توسعه یافته شکل گیری فرهنگ گدایی در سطح جامعه ست .
یه زمانی وقتی اسم از گدا میومد یاد پیرمرد و پیرزن هایی می افتادیم که توانایی جسمشون رو از دست داده بودن و به هر دلیلی نمی تونستند نیاز روزانه خودشون رو برطرف کنند اما این روزها گدایی به یک شغل پر در آمد تبدیل شده و می بینیم که افراد جوان هم بهش روی آوردن .
یادم پارسال یه دختر تقریبا 19 - 20 سال جلوی دانشکده گدایی می کرد , هر کسی رو می دید میرفت جلوش رو می گرفت و می گفت به من کمک کنید ! یک روز رفته بودم دانشکده , خیلی خلوت داد آخرای ترم بود از اون وقتایی که میگن پرنده پر نمیزنه ! ظهر شد خواستم برگردم خونه , برای کپی کردن چند تا برگه وارد یکی از انتشاراتی های نزدیک دانشکده شدم . رفتم تو , دیدم دختر گدای داستان هم اونجاست ! داشت پولایی رو که جمع کرده بود درشت می کرد.
دیگه از اون چهره مظلوم و دربدر خبری نبود خیلی آروم و معقول ایستاده بود تا کارش راه بیافته . چند دقیقه ای گذشت اونها داشتن پولها رو می شمردن ! منم می شمردم !!! نزدیک هیجده هزار تومان شد .
اگه تخمین بزنیم شاید اون پول رو تو سه ساعت اونم تو یه روز خلوت بدست آورده بود ! حتما تو روزهای کاری تا صد هزار تومان هم درآمد داره .
شکل دیگه ی گدایی این میان میگن تو راه موندم , پول تاکسی ندارم , بچه ام مریض و امثال این ...
پسر با تی شرت و شلوار تامی ! میاد میگه من پول تاکسی ندارم به من کمک کنید . دختر جوون با سر وضع خیلی مناسب , خوش قیافه وقتی بهت نزدیک میشه چشماش رو یه جوری می کنه ! بعد میگه به من کمک کن !
شکل دیگر گدایی در قالب فروش اجناس شکل گرفته ...
دعا و فال , آدامس و شکلات و امثال این از کالاهای مورد استفاده برای گدایی ...
تو پارک نشستی میریزن دورت تخمه میخری ؟ کفشت واکس می خواد ؟ فال می خوای ؟
چند سال پیش داشتم مسیری رو طی می کردم و برای رسیدن به مقصد باید از پل عابر پیاده عبور می کردم پایین پل چند تا از این گداهای فروشنده بودن من محل ندادم رسیدم بالای پل داشتم حرکت می کردم یه دفعه یه چیزی دو تا پاهام گرفت ! برگشتم دیدم یه پسر 8 - 9 ساله ست ول کنم نیست میگه باید آدامس بخری !
یه نگاه به اطرافم کردم دیدم هر کسی رد میشه یه نیشخند میزنه ! دیدم خیلی آبروریزی گفتم باشه می خرم گفت می خری ؟ گفتم آره می خرم ولم کن بالاخره ول کرد . خلاصه این قد چونه زد شاید آدامس ها رو به 10 برابر قیمتش بهم قالب کرد ! منم از ترس آبروم خریدم چیکار کنم ؟ از اون بچه پر روا بود , وقتی پاهام رو گرفت شوکه شدم ! خواستم پرتش کنم اون ور ! حالا دیگه بیا درستش کن ! مظلوم کش ! زورت به یتیم رسیده ؟ مردم ما هم که تو این چیزا کم نمیارن !
گدایی اقسام مختلفی داره اما مشکل اصلی جامعه مادی گرای ما افکار گدایی !
این روزها دختر با پسر دوست میشه , چرا دوست شده ؟ پسر فلان ماشین رو داره ! پول داره ! می تونه براش پول خرج کنه پسر در عوض چی می خواد ؟ همونی که همه می دونیم .
یه روز با یکی از پسرای فامیل رفتیم بگردیم ماشین مدل بالایی هم سوار بودیم این پسر یکم شیطون بود گفت سروش نظرت چیه یکم دخترا رو سر کار بذاریم ؟ گفتم با خودت !
باورم نمیشد دخترایی که مثلا خیلی با کلاس بودن و کسی رو تحویل نمی گرفتن داشتن دستگیره ماشین رو می کندند ! البته این پسر هم نامردی نمی کرد تا می خواستن در رو باز کنن گازش رو می گرفت و می رفت !!! خودمون اما خوب دخترا رو ضایع کردیم !
میای تو نت , وارد قسمت مدیریت وبلاگت میشی می بینی نظر هست , امدی تو وبلاگم تو رو خدا رو بنرها کلیک کن جون مادرت کلیک کن , میری تو وبلاگش اون گوشه نوشته اگه کلیک نکنی ایشالله کچل بشی ! ایشالله نابود بشی و امثال این ...
در کنار تمامی این موارد یه موضوع بود خیلی دوست داشتم مطرحش کنم اما پشیمون شدم به هر حال شاید گفتنش خیلی چیزا رو زیر سوال ببره اما یک حقیقت تلخ ...
خیلی حرفا دارم بزنم اما این قبیل مسائل رو نمیشه فقط از یه بعد بررسی کرد چون ناخواسته پای مشکلات دیگه هم بهش باز میشه اما در نهایت سعی کنیم این افکار مادی گرایانه رو کنار بذاریم متاسفانه بخشی از همین گرفتاری ها معلول همین دیدگاه هستند .
نوشته شده توسط سروش در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 17:17 موضوع گدایی | لینک ثابت
عشقم ازم خواست این عکس رو تو وبم بذارم . اینجا یکسال دارم و ظاهرا داره خوابم میبره !
این آهنگ رو تقدیم می کنم به کسی که خیلی دوستش دارم .
>>>>>>>>>> دانلود <<<<<<<<<
نوشته شده توسط سروش در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 16:43 موضوع نی نی خوشگله | لینک ثابت
انتخاب اسم از اهمیت زیادی برخوردار , چه از نظر فردی و چه اجتماعی .
خیلی ها رو دیدم به خاطر اسمی که پدر و مادر روشون گذاشتن احساس سرخوردگی می کنند و بر عکس
کسانی هستند که از وجود نام زیباشون حس خوشبختی می کنند .
نکته مهمتر این که اسامی بخشی از تاریخ و هویت ما هستند شاید انتخاب اسامی پارسی برای
فرزندانمون کوچیکترین کاری باشه که ما برای حفظ فرهنگمون می کنیم .
نام کتاب : گنجینه نام
تعداد صفحات : ۱۴۹
حجم : ۵.۴۷ مگابایت
>>> دانلود <<<
موضوعات مرتبط : انتخاب اسم برای نی نی , اسامی اصیل ایرانی , اسم دختر و پسر , اسم زیبا
نوشته شده توسط سروش در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 19:4 موضوع | لینک ثابت
تو جوامعی که از نظر فرهنگی در سطح پایینی هستند معمولا یه سری از مسائل صرف نظر از خوب یا بد بودنشون خیلی زود فراگیر میشن در واقع تصور غالب افراد این که خیلی رو مد هستند و با جامعه حرکت می کنند .
یک دفعه چیزایی تو اون کشور فراگیر میشه و همه به سمتش گرایش پیدا می کنند ! چیزی که قصد دارم در موردش صحبت کنم رپ !
البته اعتقادات این قبیل گروه های انحرافی تو ایران معمولا در یه سری ابعاد ظاهری رشد می کنه و خیلی رو طرز فکر و روش زندگی تاثیر نمیذاره , گروه هایی که زاده از یه سری تفکرات شیطانی هستند و فقط ابتذال رو بین مردم گسترش میدن .
تقریبا ۳ - ۴ سال پیش موضوع رپ تو ایران به نقطه اوج خودش رسید , هر روز آهنگ های جدیدی بیرون داده میشد و تیپ های قشر جوان رپرتر میشد ! حتی تو معاشرت عادیشون ادا و اصول رپری از خودشون در میاوردن !
به آهنگاشون گوش می کردی چیزی جز توهین و ناسزا گویی نمی شنیدی , برام جالب بود دخترا خیلی از این سبک استقبال کرده بودن و نکته تامل برانگیز اینجا بود که تو آهنگاشون دخترا فقط به عنوان یه وسیله سرگرمی دیده میشدن و جالتر اینکه دخترا هم بیکار ننشستند و هر ننه قمری خواننده شد ...
یه سری هم به قول خودشون تکست نویس شده بودن ! اینم نمونه بارزی از بی سوادی و بی اطلاعی دوستان عشق رپ !
گفتیم خوب اشکال نداره دلشون به این چرندیات خوش , بتدریج عکس ها و کلیپ های این خوانندگان عزیز منتشر شد دیدیم که همشون از دوستان لات سرکوچه ! و صنف چاقوکش هستند که اصلا اطلاعاتی از موسیقی ندارن و دارن پول های بادآورده رو به جیب میزنن !
حرف پول پیش امد قشر بیشتری به خوانندگی علاقمند شدن و به این نتیجه رسیدم هر چه بیشتر مزخرف بگی طرفدارانت بیشتر میشن و بیشتر می چابی !
و امروز به جایی رسیدیم که کار و کاسبی این قشر هم کساد شده ! چرا ؟ چون مدش رفت ...
و هر روز یه چیزی تو این کشور مد میشه ...
تا کی خودمون رو بدست کسانی می سپاریم که فقط و فقط بدنبال جیب خودشون هستند ...
نوشته شده توسط سروش در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 0:1 موضوع رپ و رپر | لینک ثابت
سه شنبه ای که گذشت روز جالبی بود , آماده شدم برم بیرون , تقریبا سرحال بودم یکم پیاده روی کردم نزدیکی های آموزشگاه زبان رسیدم دستبندم رو در آوردم گذاشتم تو کیفم که وقتی وارد شدم بکنم دستم , آخه کلاس ها تو یه محیط دانشگاهی برگزار میشه و تحت نظارت یکی از مراکز آموزش عالی کشور , برای همین از این گیت های ایست و بازرسی داره ! ( اصطلاح دیگه ای به ذهنم نرسید ! ) برای همین ممکن ایراد بگیرن .
داشتم وارد محوطه شدم در حین عبور از این جایگاه ها یکی گفت با آستین کوتاه نمی تونید وارد بشید !!! موهاتونم بدید پایین , با دستش اشاره کرد اونجا دستشویی هست آب بزنید ( مویی که با صدتا اسپری و بدبختی رفته بالا با آب خالی که پایین نمیاد ! میاد ؟ ) حالا جالبه هفته ی قبلش باز به موهام ایراد گرفتن البته اون موقع واقعا وحشتناک بود بهشون حق میدم ! فرداش رفتم کوتاه کردم اما باز ! ...
گفتم چند روز پیش که مشکلی نداشت ؟ گفت شاید اما گفتن دیگه اجازه ورود ندید ! تقریبا یک دقیقه ای گذشت یه پسر که خودش رو شبیه دخترا درست کرده بود امد , تنها مزیتی که داشت این بود لباسش آستین داشت ! به اونم گفتن موهات درست کن بعد برو تو ! اونم همش می گفت آب بزنم شوره میزنه و صد البته با آب درست شدنی نبود !
دستم رو پیشخون بود داشتم آدامس می جویدم یکیشون گفت اینجا بودن مشکلی رو حل نمی کنه گفتم من جایی دیگه ای دانشجو هستم اونجا از این خبرا نیست ( کلا تو دانشگاه خودمون دوبار بهم گیر دادن اما اینجا تو سه هفته چهار بار ! ) گفت اینجا قانونش با همه جا فرق می کنه , گفتم شما که نمی تونید برخلاف واقعیت های جامعه رفتار کنید پوشیدن لباس آستین کوتاه تو هوای گرم یه چیز طبیعی ! اونم می گفت اگه هم ما بذاریم برید داخل اونها به ما ایراد می گیرن که شما کور بودید اینا رو راه دادید !
یه پانزده دقیقه ای بحث کردیم اونها هم مودبانه با من بحث می کردند و البته جوابی نداشتن فقط چند تا جمله رو تکرار می کردن منم دیدم فایده ای نداره گفتم پس برمیگیردم ! معذرت خواهی کردن و برگشتم .
تو این فکر بودم برم یه چیزی تنم کنم بیام اما دیدم با کی لج کنم ؟ دیگه دیر هم شده بود واسه همین بیخیال شدم .
تاکسی گرفتم جلو نشسته بودم , داشتم به این بی احترامی و نحوه برخوردم فکر می کردم اعصابم یکم خرد بود راننده تاکسی گفت دوتا حساب کنم ؟ نفهمیدم با کی بود , اواخر مسیر بهش پول دادم دیدم دو برابر همیشه برداشته ! گفتم چرا ؟ گفت دو نفر حساب کردم ! گفتم کدوم دو نفر ؟ گفت جلو دو تا حساب میشه ! گفت دو تا صندلی داره ! گفتم من دو تا صندلی نمی بینم , گفتم خوب یکی هم بغل خودت سوار کن , همین طوری مونده بود چی بگه ! توپم خیلی پر بود خواستم یه چندتا تیکه سنگین بهش بیاندازم دیدم مسن بیخیال شدم نمیدونم آدمی که یه پاش لب گور واسه چی این همه حرص میزنه ؟ عصباینت منم به خاطر پولش نبود آخه بی قانونی تا کی ؟ من اصلا رو این مسائل کوتاه نمیام .
اینا رو داشته باشید تا اتفاقی که هفته گذشته برام پیش امد رو تعریف کنم , کلاسم تموم شد داشتم خارج شدم صدای یکی رو شنیدم , برگشتم ! گفت آمارت رو دادن ! گفتم بله , گفت توقف و نشستن تو محوطه جایز نیست و باید بلافاصله بعد از ورود داخل کلاس ها بشید .
اول تصور کردم منظورش زمانی که وارد شدم آخه معمولا رو نیمکت ها می شینم یکم آهنگ گوش میدم تا بشه راس ساعت شروع کلاس بعد میرم داخل فضای آموزشی , اما بعدش گفت دیدنت با یه دختر رو نیمکت ها نشستی !!! محوطه خلوت لطف کنید سریع وارد کلاس بشید و بعد از اتمام کلاس خارج بشید !!!
گفتم من نبودم , با یه نگاه توهین آمیز که آره داری دروغ میگی گفت شما نبودی ؟ گفتم نه ! خیلی سخت به این راحتی بهت توهین کنن اونم جلوی چند نفر دیگه .
اگه ما نمی تونیم قبول کنیم دختر و پسر باهم تو یه محیط باشن جداشون نگه داریم بهتر تا اینکه بیایم شخصیتشون رو لگدمال کنیم این رفتارها نشونه ی چیه ؟ بی اعتمادی به جوانان , اگه اعتماد داریم چرا باهاشون این طوری برخورد می کنیم ؟ چرا باید کلاس های دانشگاه دائما بازرسی بشه که نکنه یه دختر و پسر باهم اونجا تنها باشن ؟ چرا باید از رو ظاهر کسی در موردش قضاوت کرد ؟ چرا این قد به مقوله دختر و پسر بها میدیم اما هر روز شاهد انواعی از بی قانونی تو کشور هستیم ؟ ( نمونه اش همون راننده تاکسی ) چرا با مصادیق بارز بی انظباطی اخلاقی تو جامعه چنین برخوردهای شدید نمیشه ؟
تو خیابون راه میری صد نفر میان جلوت ! سی دی , قرص , کرک , شیشه و ... برای برخورد با اینها چیکار کردیم ؟ اما با جوانانی که دنبال علم و تحصیل هستن و دارن تو یه محیط علمی وقتشون رو سپری می کنن این طوری برخورد میشه .
ترجیح میدم درس نخونم اما به شخصیتم توهین نشه اگه میرم جایی فکر نکنن امدم دختربازی ! مشکلات جامعه ما دختر و پسر نیست , مشکل اینجاست ما میایم به جوان میگیم معتاد نشو ! اما از اون طرف نه شغل و پولی داره نه تفریح داره نه سرگرمی میره معتاد میشه , میگیم دختربازی نکن پسربازی نکن اما امکانات ازدواج نداره .
الان فضا طوری شده اگه من گم شده باشم تنها کسی هم که نزدیک من یه دختر باشه اگه بخوام بهش بگم ببخشید فلان آدرس کجاست میگه مزاحم نشو برو گمشو ! اگه چهارتا فوحشم نذاره روش باید خدا رو شکر کرد !
بیایم فضای بی اعتمادی رو تو کشور از بین ببریم چند ماه پیش تو یکی از پستام گفتم بهتر مدارس رو مختلط کنیم یعنی دختر و پسر از همون دوران مهد که با هم هستند همین طوری بیان بالا و من مطمئن هستم وضعیت خیلی بهتر از الان میشه اما ظاهرا ما هنوز به بچه هامون که بزرگ هم شدن اعتماد نداریم ! الان تو خیابون هر کی هر جور می خواد داره می گرده و رفتار می کنه اصلا شایسته نیست با بچه های دانشجو این رفتار بشه .
حرفای من فقط برای بهتر شدن شرایط اجتماعی کشور , امیدوارم اون روز برسه و هیچ مشکلی نداشته باشیم .
نوشته شده توسط سروش در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 ساعت 11:0 موضوع بی اعتمادی | لینک ثابت

یه مدت که حالم خیلی خوب نبود ترجیح دادم زیاد تو نت نیام , یکم به گذشته و آینده فکر کردم و اینکه هدفم برای زندگی چیه و می خوام به چی و کجا برسم برای همین نشد به دوستای خوبم سر بزنم , امیدوارم ازم ناراحت نشده باشن .
امروز بعد از مدتی تصمیم گرفتم یکم تو نت بچرخم به یه سایت جالب رفتم که اطلاعات دقیقی از پر بازدیدترین سایت های دنیا همراه با داده های آماری مختلفی رو ازشون قرار داده بود .
اگه موتورهای جستجو و سایت غول های گرافیکی که در واقع ابزار کار با اینترنت هستن رو کنار بذاریم بیشترین بازدید کننده ها بر می گشت به سایت های س ک س ی !
اگه به روند ساخت این قبیل سایت ها دقت کنیم می بینیم که اکثر اونها دارای مدیریت واحدی هستن و از همه ابزارها برای به دام انداختن افراد استفاده می کنند تا ابتذال رو تو دنیا افزایش بدن .
همه قبول داریم که این مسله می تونه اعتیاد آور باشه و فرد رو از حالت عادی خارج کنه طوری که شب و روزش رو گذروندن تو این سایت ها پر کنه نتیجه این موضوع هم چیزی جز گسترش بی بندوباری و شهوت پرستی نیست .
اگه بخوایم رو موضوع دقیقتر بشیم باید به کشور خودمون بپردازیم و ببینیم ما الان کجای دنیا هستیم ! خوشبختانه ایران از نظر کمی بالاترین تعداد کاربر رو تو منطقه داره اما این مسله می تونه در عین مفید بودن یه زنگ خطر جدی برای ما باشه .
آمار استفاده ما از سایت های مبتذل یه چیز وحشتناک که من نمیدونم چطور به این نقطه رسیدیم ! داده های آماری زیادی رو بررسی کردم و می تونم با قاطعیت بگم از نظر جستجوی مطالب س ک س ی تو دنیا اول هستیم بی برو برگرد
در واقع ما تو یه جنگ اطلاعاتی قرار گرفتیم و هدف این نبرد چیزی جز انحراف مردم ایران نیست شاید گفتن این حرف ها خیلی کلیشه ای شده باشه و هر روز تو تلویزیون این موضوعات رو بشنویم اما اگه یکم مطالعه کنیم می بینیم این مطلب حقیقت داره .
تقریبا 8 - 9 ساله از اینترنت استفاده می کنم تو این مدت تلاش های سازمان یافته ای رو دیدم که قصدشون چیزی جز گسترش بی بندوباری نیست و میشه گفت تا الان خیلی موفق بودن و در مقابل ما شکست خوردیم .
عواملی زنجیروار به هم متصل شدن تا ذهن ما رو درگیر خودشون کنند من اگه بخوام کلمه دانلود رو تو اینترنت جستجو کنم با نوشتن حروف دا چه پیش فرض هایی برای من ظاهر میشه ؟ داستان س ک س س , داستان س ک س خانوادگی , دانلود کلیپ س ک س ی و امثال این !
پس من و شما که داریم از اینترنت استفاده می کنیم ناخواسته با این موضوعات برخورد می کنیم و از روی کنجکاوی هم که شده بعضی ها میرن ببینن چه خبر , این میشه سر آغاز سقوط ...
این دیگه بر میگرده به ما که می خوایم چی کار کنیم , اگه انسان ضعیفی باشیم میریم دنبالش اما اگه اعتقاداتی داریم باید خودمون رو کنترل کنیم خیلی خوشحالم و به خودم افتخار می کنم تو این چند سال با اینکه می تونستم وارد این سایت ها بشم اما نشدم .
خیلی چیزها می تونه غرایز ما رو تحریک کنه حتی گذاشتن عکس یه دختر یا پسر رو دسکتاپ ! طبیعتا هر چه قد ما از این عوامل دوری کنیم بهتر می تونیم با هوای نفس مقابله کنیم .
فردا من و شما می خوایم ازدواج کنیم تشکیل خانواده بدیم کدوم یک از شما حاضر با کسی ازدواج کنه که قبلا با دیگری رابطه جنسی داشته ؟ کدوم یک از شما نگران سلامت فرزندش نیست که می خواد تو این جامعه بزرگ بشه ؟ پس می بینید این یه درد مشترک و حل نخواهد شد مگه اینکه خودمون بخوایم .
بعضی افراد کوته فکر تصور می کنند که گشتن تو سایت های مبتذل و داشتن رابطه جنسی نامشروع صرفا اثرات جسمی داره !!! اما کسی که تو این راه افتاد پاکی روحش رو از دست میده و بتدریج به یه آدم کثیف تبدیل میشه که کسی حاضر نیست باهاش معاشرت داشته باشه .
یه سری افراد نادان رو می بینم بحث های مسخره ای راه می اندازن بکارت مهمتر است یا نجابت !!! خیلی جالبه به نظرم اینا سرباز شیطان هستن که این قد راحت همه چی رو تموم شده میدونن .
اصلا فرض بر اینکه ما دین و ایمان نداریم کدوم انسانی هست که وجدانش قبول کنه کسی که از این کارا میکنه آدم خوب و پاکیه و نجیب !؟ مگه اینکه توبه کنه و بخواد از بدی ها پاک بشه اونم من و شما نمی تونیم نظر بدیم چون ما از نیت کسی خبر نداریم و نمی تونیم حقیقت کسی رو بفهمیم .
امیدوارم همه ما بتونیم از پاکان واقعی باشیم راستی شرکت تو نظرسنجی فراموش نشه ...
نوشته شده توسط سروش در شنبه یازدهم مهر 1388 ساعت 16:55 موضوع سایت س ک س ی | لینک ثابت
این روزها خیلی فکرم کار نمی کنه الانم نمیدونم می خوام از چی بنویسم !
احساس می کنم تو زندگیم به هیچی نرسیدم , نگرانی و دلهره همه وجودم رو گرفته , الان که دارم تایپ می کنم 10:30 صبح روز سه شنبه ست چند ساعت دیگه کلاس زبان دارم.
به خودم میگم برم که چی بشه ؟ تو بشین درس های دانشگاه رو تموم کن , احساس می کنم توام شدن این درس ها با هم بهم لطمه می زنه ! با اینکه چند سال متناوب زبان می خونم اما هنوز از همزمان شدن این کلاس ها با درس های دیگه ام نگرانم .
با رسیدن به پایان تعطیلات احساس می کنم زندگیم داره تغییر می کنه ! متاسفانه وقتی وارد فصل درس و دانشگاه میشیم ناخواسته همه چی رو کنار میذارم , با اینکه اکثر مواقع تو فرجه درس می خونم اما تصور می کنم اگه فعالیت های متفرقه داشته باشم به درسام لطمه وارد میشه .
همین که فکر می کنم با آغاز دانشگاه باید تغییر کنم برام استرس درست می کنه , البته من تفریح خاصی ندارم اما محروم شدن از همین چیزایی که آرومم می کنه واقعا برام عذاب آور !
یاد سال های کنکور می افتم , اون موقع طوری ما رو پرورش دادن که باید همه چی رو ترک کنی و فقط درس بخونی این طرز فکری که الان برام دردسر ساز شده از اون زمان روم مونده , افسردگی و منزوی شدن از همون روزها سراغم امد و گهگاهی دوباره گریبان گیرم میشه .
چند هفته ای میشه ذهنم با همین افکار پوچ درگیر و خدا می دونه کی قرار آروم بگیرم .
پ ن :
الان ساعت ۹ شب همون روز سه شنبه ست , کلاس خیلی خوب بود و میشه گفت خوش گذشت ! اما ظاهرا مشکل یکی دیگه ست که نمی خواد بذاره من آرامش داشته باشم و به شکل های مختلف داره میره رو اعصابم !
تصمیم گرفتم هر کسی یا هر چیزی که ناراحتم می کنه رو کنار بذارم حتی اگه اعضای خانواده ام باشن هر کسی به خاطر خودش زندگی می کنه دلیلی نداره روح و روانم رو به خاطر دیگری آزار بدم .
حرف آخر من ! پیش به سوی تنهایی ...
نوشته شده توسط سروش در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 21:55 موضوع | لینک ثابت
درباره خودم
من سروش 23 ساله دانشجوی مهندسی عمران , یه وطن پرست دو آتیشه , از عربا و سیاه پوست ها متنفرم تا جایی که حاضر نیستم سر به تنشون باشه .
به طراحی صفحات وب , باز های ویدویی , آهنگ های متال و نوشیدنی های سرد خصوصا نوشابه علاقه دارم .
مهربون اما زودجوش ! با کسی صمیمی نمیشم , به نظرم هر چی از آدما دورتر باشی راحتر زندگی میکنی
ورزش های مورد علاقه ام اسکی و تنیس , به ورزش دیگه ای علاقه ندارم
هیجان انگیزترین کار رو اجکت کردن از هواپیمای در حال سقوط میدونم , بدم نمیاد تجربه اش کنم !
انواع و اقسام دوست دختر همه رنگ و همه شکل , ایرانی و غیر ایرانی داشتم به نظرم دخترها می تونن خوب باشن به شرطی که دنبال بهونه گیری و جیغ زدن نباشن ! فکر نمی کنم بشه همچین دختری رو پیدا کرد !
اهل دختربازی و شماره دادن این کارای مسخره نبوده و نیستم چون آخر اسکول بودن ! این کارا واسه آدمایی که دستشون به خرما نمیرسه !
از پسرای خود شیرین که برای جلب توجه یه دختر دست به هر کاری میزنن حالم بهم میخوره
بزرگترین آرزو مـــــــــرگ
حرف برای گفتن زیاد اما بیخیالشون !
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
ماجرای "پریسا"...
ماجرای "میترا"...
ماجرای "خاطره"...
ماجرای "فریما"...
درد دل...(قسمت اول)
درد دل...(قسمت دوم)
ماجرای "صنم"...
چه قد زود می گذری عمر !
نمی دونم چرا عجیب شده ...
حرف دل ...
دل تنگی...
با "صنم" ارتباط برقرار کردم ...
دیروز چی شد ...
..........
نمی دونم !
ترس...
ماجرای " یاسی"...
بدون عنوان !
چهارم مرداد سالگرد عاشقی ...
بدبختی به چی میگن !
تردید !
ماجرای " آرزو" ...
پنج شهریور , روز تولد !
چرا ایران رو فراموش کردیم ؟!؟!؟
قتل خانوادگی !!!
عشق در سایه ...
عشق حوریا !
ماجرای "دنیا " ...
زیباترین مجری دنیا یک دختر ایرانی !!!
دانشجویان ایرانی !!!
عشق و عاشقی ...
ازدواج کنیم یا نکنیم ؟؟؟
خودباختگی !
بازی های کامپیوتری !
دختر !!!
حوریا خیلی دوستت دارم ...
زندگی !
حوریا عشق من ...
حرف های دل یه پسر عاشق !
هدیه ی تولد ...
سال 1387 ...
ایرانی با فرهنگ باش !
سال 1388 ...
دختر با شخصیت ...
عشق من تولدت مبارک ...
خـــیـــانت
اصلاح الگوی مصرف
راه های پولدار شدن
پایان تعطیلات
اعتیاد
حجـاب
افق چشم انداز 1404
ماجرای " پریسا 2 " ...
گیلاس
خلیج فارس
دختر ایرانی
نامه دختری به جومونگ
سالرزو عاشقی
بیکاری
تولد یه پسر خوشگل
دعوتنامه
جراحی بینی
شگفتی
پیش به سوی تنهایی
سایت س ک س ی
بی اعتمادی
رپ و رپر
نی نی خوشگله
گدایی
امتحان
دوستان
پزشک دهکده
!!!!لطفا با کفش وارد نشوید!!!!
کاش می شد اشک را تهدید کرد
فیلسوف احمق
-:- خزان -:-
گالری عکس عاشقانه
تنهای تنها
آریانامحرابی فرد
هنوز هم می شه عاشق شد...
عالیجناب عشق
توت فرنگی
عسل دختری از جنس تنهایی
خوش خوراک دات کام...
پری دل شکسته
تنهای آشنا......
هنر و ادبیات
خاطرات و لطیفه های با مزه
خدا (دختر دریا)
تا آسمان هفتم
.•*..*•. رویای خیــس .•*..*•.
مهتاب بی رنگ
دیوونه ی شعر
قلب های یخ زده
عاشق دل شکسته
ღஜوروجــــــــــــکღஜ
عاشقانه زيستن
اشکهای بارون
*.*.*دختر عاشق و دل شکسته*.*.*
من عاشق نیستم (الهام)
دختری که همه را عاشق کرد
ღدختر بمیღ
یه دنیا دلم گرفته
سلام خشک شده
....لحظه های زندگی....
سلام عاشقونه
هوای تازه
باز باران می بارد
پسری از تبار الهی
دخترروز(الناز)
ستاره های سربی
دیدنی ها
خدای اژدهایان
๑۩۞۩๑ دختری با دمپایی پلاستیکی๑۩۞۩๑
تی تی
پریسا
شعرهای یک دختر تنها
آميتيس پرنسس كو چولوي مامان
همه چی اما هیچی از این پسره
توف ترنگی
""دختر پاییز- مهسا""
به نام تک شهاب جزیره ی عشق
SMS،داستان کوتاه وجالب و ......
~ღ~ سرزمین آرزوها ~ღ~
تمام واژه ها
آنالیز ریاضی قرآن
این منم " بی تو " ...
...بی حس...
#a#××:::::نیلوفرانه::::××#a#
در پی انسانیت و خودم
سیاره کوچولو
دلتنگی هام
دنیای دانلود
زندگی دوباره
دوقدم مانده به صبح
گنجشک سیاه پوش تنها
باید برم
ღஜ!!!!ورود همه ممنوع!!!!ღஜ
اخبار پیام نور و مطالب جالب و خواندنی
تسخیرات جن و روح
Lots of Luck
برای تازه شدن دیر نیست
Dice
بیا تو رپ
مثل هیچکس
پارازیت شیطون
سروش آسمانی
هیپنوتیزم
سکوت کبود
دختری با طعم آلبالو
خاطرات یک راننده تاکسی تهرانی
مسابقه ی تنفر آمیز ترین جمله!
نگار
دوست داشتنی
" قاصدک رویاها "
شباویز
تنهایی یک مکمل
Vampire ( ماورای علم )
پرستــــــ مهاجرـــــــــوی
شمیم
دختری از غرب تهرون
دنیای شیرین
"بودی اما در کنارم نه!"
NINI
کتابخانه
گنجینه نام
آموزش نصب ویندوز
حریم عشق
گدای بارون دیده
زن و س+ک+س در تاریخ
اندیشه های زرتشت
پیشینه پرچم هزاران ساله ایران زمین
آرشیو ماهانه مطالب
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387